محمد حسن خان اعتماد السلطنه

300

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

از شعرش بسيارى را مقرب الخاقان ميرزا سيد حسين تفرشى خاله‌زادهء نواب متعاليه قمر السلطنه نظر به خويشاوندى و پيوندى كه از طرف مادر با آن سخنور هنر پرور دارد فراهم ساخته و مدون داشته است و بر موزونان عالم منتى گذاشته و اين شاعر ماهر سالها با بندهء نگارنده محشور بود . آقا محمد رحيم نايب الصدر افشار عارفى معروف بود و به رهنماى جميع درويشان و قلاوز قافلهء ايشان ميرزا نصر الله صدر اردبيلى ارادت مىورزيد و از جانب او به ارشاد عباد مىپرداخت . ديوان غزلياتش مشهور است و اشعار معارف شعارش بر الواح صدور مسطور . تقريبا در سال يكهزار و دويست و هشتاد و پنج وداع سراى سپنج نمود . حاج ميرزا على نايب الصدر خلف الصدق آقا محمد رحيم سابق الذكر از سالكين عصر است و در خط شكسته و نستعليق نيز يدى طولى دارد . ميرزا على حسين از افاضل خطهء اروميه شعر را فصيح و مليح مىساخت . سنگلاخ خراسانى عليه الرحمه از نتايج طبع وى لختى در تذكرهء خويش آورده . همانا بسن هشتاد سال ، سال يكهزار و دويست و هشتاد و شش درگذشت . ميرزا احمد قاضى ساوجبلاغ مكرى ، از ارباب فضل و اصحاب كمال بود . در خط و انشاء بين العلماء امتيازى عظيم داشت و باطنا بر مذهب جعفرى مىرفت . ميرزا جعفر تبريزى در علم طب و تدريس سطوح اين فن بتخصيص قانون شيخ رئيس نظير نداشت . طلبهء اين صناعت شريف از بلاد بعيده به قصد او شد رحال مىكردند . ولى از عمل بهره‌اى نداشت و معالجت نمىتوانست . ميرزا احمد طبيب كنى شاگرد ميرزا احمد تنكابنى از ناموران اين فن بزرگ و حكيمباشى حضور نواب مستطاب اشرف و الا مظفر الدين ميرزا وليعهد - دام ظله العالى - و صاحب لقب فخر - الاطباء بود و چندى هم اوائل عمر به اصفهان رفته از مولانا عبد الجواد سابق الذكر مستفيد گرديده و در صناعت موسيقى نيز مهارتى به هم رسانيده بود . در سال يكهزار و سيصد و يك رحلت گزيد . ميرزا عارف طالقانى در طهران كتب حكمت و كلام و طب و منطق و رياضيات را تكميل مىكرد و از چند سال قبل جناب مستطاب حسنعلى خان امير نظام گروسى او را به سمت ملا باشيگرى